بررسی تاريخچه پيدايش اسرائيل 63 صفحه فایل ورد word

فرمت فایل: word تعداد صفحات: 63 پس از اينکه قيوميت انگليس بطور رسمي پايان پذيرفت, صهيونيست ها پادگان ها و مقامات کشوري انگليس در فلسطين را مورد حمله قرار دادند. قتل نخستين بازرس سازمان ملل متحد به همراه دستيارش روشن ساخت که هيچ کس نمي تواند با برنامهبررسی تاريخچه پيدايش اسرائيل 63 صفحه فایل ورد word|30018793|downlaod|بررسی تاريخچه پيدايش اسرائيل 63 صفحه فایل ورد word
مشخصات فایل مورد نظر در مورد بررسی تاريخچه پيدايش اسرائيل 63 صفحه فایل ورد word آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 63







پس از اينکه قيوميت انگليس بطور رسمي پايان پذيرفت, صهيونيست ها پادگان ها و مقامات کشوري انگليس در فلسطين را مورد حمله قرار دادند. قتل نخستين بازرس سازمان ملل متحد به همراه دستيارش روشن ساخت که هيچ کس نمي تواند با برنامه هاي صهيونيستي مخالفت نمايد و به سرعت گرفتار خشم و تنبيه مقامات صهيوني مي گردد. کشتار دسته جمعي دير ياسين و عين الزيتون و صلاح الدين در آوريل 1948 کشتار هاي آگاهانه اي بود به منظور اخراج فلسطينيان از راه ترور و وحشت.



در اواخر قرن نوزدهم آئين ناسيوناليستي (1) سراسر اروپا را فرا گرفته بود. بعضي از يهوديان نيز تحت تاثير اين آئين به اين نتيجه رسيده بودند که روابط به اصطلاح نژادي که ميان يهوديان موجود است يک "مليت" يهود مي سازد و در نتيجه اين به اصطلاح "ملت يهود" حقوق ملي عادي اعطا مي کند. از جمله اين حقوق ملي, حق زندگي جداگانه و حق تاسيس يك دولت يهودي را نام مي بردند. استدلال اين گونه يهوديان بدينگونه بود كه اگر ملت هاي ديگر اروپايي موفق شده اند بال قدرت خود را در آسيا و آفريقا بگسترند و بر امپراطوري هاي خود قسمت هاي وسيعي از اين قاره ها را بيافزايند, قوم يهود هم داراي همين حق است. در نتيجه فكر تشكيل يك حكومت خود مختار در فلسطين كه يهودي ها آن را به دليل زندگي موسي و سليمان سرزمين آبا و اجدادي خود مي دانستند براي اولين بار در سال 1882 پا گرفت. با آنكه اروپا از كمك به اين ماجرا دريغ نمي ورزيد ,اقدامات اوليه استعمار يهود در فلسطين سرانجام موفقيت آميزي نيافت و علي رغم كوشش هايي كه در سالهاي 1882 1897 انجام گرفت, يهوديان كمتر جذب فلسطين شدند و قسمت اعظم آن ها به آرژانتين و ايالات متحده مهاجرت كردند. برنامه يهوديان عملا به شكست انجاميد.براي ريشه يابي علل شكست طرح اوليه , نخستين كنگره صهيوني (2) در اوت 1897 در بازل سوئيس تشكيل شد. رياست اين كنگره را تئودور هرتزل بعهده داشت. هدف اصلي و اساسي صهيوني كه در كنگره بازل اعلام شد اين بود:"هدف ما ايجاد كانون براي خلق يهود در فلسطين است. اين كانون بايد به وسيله حقوق عمومي تضمين و حمايت گردد."بايد دانست كه از زماني كه برنامه بازل در سال 1897 تدوين گرديد تا هنگام تنظيم برنامه بالتيمور که در سال 1942 انجام يافت؛ صهيونيست ها هميشه تعبير غير صريح "كانون" را بر لفظ صريح "دولت" ترجيح داده اند. دليل اين ترجيح آن است كه لفظ "دولت" بدون شك موجب مي شد مخالفتهايي در محافل مختلف برانگيخته شود. در پايان كنگره؛ هرتزل در دفتر خاطراتش اينطور مي نويسد: "اگر بخواهم كنگره بازل را در يك جمله خلاصه كنم (والبته اين كاري است كه علنا نخواهم كرد) بايد بگويم كه در بازل من دولت يهود را بنيان نهادم. لكن اگر اين مطلب را امروز اعلام كنم همه مردم مرا دست خواهند انداخت. در ظرف 50 سال آينده محققا ديگر بر كسي پوشيده نخواهد ماند.براي استعمار فلسطينيان, يهوديان سرمايه دار بسيج شدند و با سرعت هرچه تمام تر وسائل براي يك استعمار و يك يورش تمام عيار مطابق نظم و قاعده تشكيل گشت."تراست كوهرنيال يهود (1897) ,كميسيون استعمار, كولونيزاسيون (1898), صندوق ملي يهود (1908), دفتر فلسطين (1908) و كمپاني براي رشد و توسعه زراعي در فلسطين (1908) از نخستين ابزارهايي بودندكه سازمان هاي صهيونيستي بنيان نهادند.



فعاليت هاي ديگري نيز در حال انجام بود. لابي صهيونيستي مدام در حال رايزني با انگلستان بود تا اجازه دهد يك مستعمره نشين صهيونيست خود مختار در شبه جزيره سينا مستقر گردد اما اين فعاليت ها بي نتيجه ماند. چرا که دولت انگليس مي ترسيد با حضور صهيون ها در آن جا اغتشاش پيش آيد که به ضرر دولت بريتانياي کبير تمام مي شد. مقارن با شروع جنگ جهاني اول , استعمار صهيوني فلسطين پس از 30 سال كوشش و فعاليت پيشرفت بسيار كمي داشت و صهيونيست هاي مقيم فلسطين اقليت بسيار كوچكي را تشكيل مي دادند و تنها شامل يك درصد جمعيت يهود در سراسر جهان بودند. فعاليت صهيونيست ها هم ترس و هم مخالفت يهوديان ديگر را برانگيخت. اين دسته از يهوديان راه حل مسئله يهود را خود مختاري در سرزمين فلسطين نمي ديدند و خواهان در هم آميختن يهوديان با مردم اروپا و ايالات متحده بودند.يهوديان فلسطين حتي 8 درصد كل جمعيت فلسطين را هم تشكيل نمي دادند و به زحمت 2.5 درصد از زمين هاي فلسطين را در تصرف داشتند. با شروع جنگ جهاني دور نماي تازه اي براي صهيونيست ها ترسيم شد. جنگ جهاني اول عامل اتحادي شد كه در سال 1917 ميان امپرياليسم بريتانيا و استعمار صهيوني برقرار گرديد. اين اتحاد در طي 30 سال بعد از 1917 دروازه هاي فلسطين را بر روي مستعمره نشينان صهيوني باز كرد و زمينه را براي خريد و غصب املاك خلق عرب فلسطين و اخراج آنها مهيا ساخت و دست آخر مقدمات ايجاد دولت استعماري صهيوني را در سال 1948 مهيا ساخت. بخش عمده اي از فلسطين تحت سلطه امپراطوري عثماني بود. گرچه اين امپراطوري نيز غير مستقيم اهداف و منافع انگلستان را تامين مي کرد.در بهار 1916 با فعل و انفعالات کشور ها و کم و زياد شدن قدرت ها, موافقت نامه هاي سري بر سر تقسيم سرزمين هاي عثماني ميان انگليس, فرانسه و روسيه تزاري تنظيم گرديد. اين عهد نامه مقرر مي ساخت که بخش اعظم فلسطين بايد بين المللي شود. انگليس که ضعيف شده بود با اين توافق سخت مخالفت مي کرد و با حمايت از صهيونيست ها مي خواست از نفوذي که آنها در ايالات متحده و فرانسه داشتند استفاده کند و مسئله قيوميت بين المللي فلسطين را منتفي سازد. دائما به گوش صهيونيست ها مي خواند که بايد به بسط برنامه استعمار در فلسطين پرداخت. در آغاز صهيونيست ها بصورت گروه هاي کوچکي به فلسطين وارد مي شدند و اهداف سياسي, استعماري خود را در زير پرده ي انگيزه هاي مذهبي يا انساني مخفي کرده بودند. در اين هنگام اعراب فلسطيني مي پنداشتند که اين مهاجران زائراني هستند که تمايلات مذهبي آنها را به "ارض مقدس" کشانده و يا پناهندگاني هستند که پس از تحمل زجر و شکنجه از اروپاي شرقي رانده شده اند و در جستجوي پناهگاهي در فلسطين هستند. نتيجه اين شد که اعراب فلسطين از اين گروه ها صميمانه و برادرانه استقبال کنند.شيوه رفتار مهمان نوازانه اعراب کم کم جاي خود را به سو ظن و ناراحتي داد. اخراج مرتب زارعان و کارگران همچنين تحريم محصولات اعراب تنفر عمومي را برانگيخت, اما هنوز اعراب متوجه جنبه ناسيوناليستي و سياسي برنامه بسيار وسيع صهيونيست ها نشده بودند.انگليس پس از آن که از کارهاي ابتدايي فارغ گرديد در تاريخ 2 نوامبر 1917 با صدور "اعلاميه بالفور" خط مشي سياسي خود را بطور رسمي روشن ساخت. در اين اعلاميه انگليس متعهد مي شد که از استقرار يک کانون ملي يهود در فلسطين حمايت کند. صهيونيست ها هم بيکار نبودند. از کنفرانس صلح تقاضا کردند تا قيوميت فلسطين را به بريتانيا بدهد. همچنين انگليس يک يهودي را به عنوان کميسارياي فلسطين انتخاب کرد. سازمان جهاني صهيوني را به عنوان" آژانس يهود" به رسميت شناخت و دروازه هاي فلسطين را بر روي مهاجرت وسيع صهيونيست ها گشود و به اعتراضات اعراب توجه نکرد. همچنين انگلستان در فلسطين امتياز بهره برداري از اراضي خالصه را به مستعمره نشين هاي يهودي واگذار کرد و از موسسات کاملا تازه ي" کانون ملي" حمايت کرد و به جماعت يهود اجازه داد مدارس مخصوص خود را تاسيس کنند و سازماني به نام" هاگاتا" ترتيب دهند.در 9 دسامبر 1917 بيت المقدس (اورشليم) توسط انگليس اشغال شد و چشم و گوش عرب ها را کمي باز کرد. از اين دوره به بعد است که فلسطين صحنه مقاومت مداوم بر ضد صهيونيست ها مي گردد. فاصله سال هاي 1917 1948 را مي توان بعنوان دوره مقاومت کامل فلسطين نام نهاد.در سال 1936 فلسطينيان جنبش عدم اطاعت عمومي را آغاز کردند و اين شورش و اعتصاب که 174 روز طول کشيد ( و به قولي طولاني ترين اعتصاب عمومي طول تاريخ است) شامل تمام سازمان ها و وسائل ارتباطي اداره شده توسط اعراب مي شد که سرانجام با دخالت رهبران عرب پايان يافت؛ به اميد مذاکره با انگليس که البته هيچ وقت تحقق نيافت.در طي 30 سال قيوميت انگليس جماعت مستعمره نشين هاي صهيونيست 12 برابر جمعيتي شدند که در 1917 در فلسطين بودند. اين جماعت با حمايت و عنايت بريتانيا موسسات مخصوص خود را بسط داده سازمان نظامي کاملي