دوره صوتی بهتر از دیروز : چطور هر روزمان بهتر از دیروز باشد

چطور هر روز بیشتر از دیروز به اهدافمان نزدیک شویم این روزها، یک چالش بزرگ برای افرادی که اهل یادگیری و پیشرفت هستند وجود دارد. این چالش چیزی نیست جز اینکه بین این حجم از مطالب آموزشی، کتاب ها، دوره ها، سمینارها و وبینارها، کدام را انتخاب کنند. جواب سدوره صوتی بهتر از دیروز : چطور هر روزمان بهتر از دیروز باشد|2135283|downlaod|توسعه فردی , برنامه ریزی , غلبه بر ترس , بهبود فردی
مشخصات فایل مورد نظر در مورد دوره صوتی بهتر از دیروز : چطور هر روزمان بهتر از دیروز باشد آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.چطور هر روز بیشتر از دیروز به اهدافمان نزدیک شویم

این روزها، یک چالش بزرگ برای افرادی که اهل یادگیری و پیشرفت هستند وجود دارد. این چالش چیزی نیست جز اینکه بین این حجم از مطالب آموزشی، کتاب ها، دوره ها، سمینارها و وبینارها، کدام را انتخاب کنند.

جواب ساده است. به دنبال آموزشهایی باشید که فرد آموزش دهنده اجرا کرده و جواب گرفته است. برای مثال اگر برای کارآفرینی و کسب ثروت مطالب فردی را بشنوید که کسب وکاری دارد و درآمد خوبی دارد خیلی بهتر است تا پای حرف کسی بنشینید که تمام درآمدش حاصل از فروش آموزش های کسب و کار بوده است.

در کنار این مطلب افرادی هم هستند که راه های زیادی را رفته اند و سعی و خطاهای فراوانی انجام داده اند. شنیدن صحبت های این افراد هم بسیار آموزنده است.

شبی که مطالب این دوره را دسته بندی می کردم، شبی بود که در جایی نشسته بودم که همیشه آرزوی این را داشتم که بدون دغدغه آنجا باشم. جزیره کیش.

تازه بعد از سه سال مشکلات فراوان و بدهی های کمر شکن و عبور از یک شکست عاطفی سنگین و بی خانمانی و تحمل غربت در شهری که هیچ وقت فکر نمی کردم روزی آنجا مشغول به کارهایی شوم که در خواب هم نمی دیدم، با خیالی آسوده لب ساحل نشسته بودم و از سکوتی که فقط با صدای امواج بر هم زده می شد، لذت می بردم. ساعت 2 بامداد بود. با خودم فکر می کردم که چطور از این مسیر جان سالم به در بردم و مشکلات بالاخره به پایان رسید.

تنها جوابی که برایش داشتم اول لطف خداوند و بعد هم استقامت بود. دوست داشتم تمام این سه سال را با جزئیات بنویسم و تعریف کنم. نه از این بابت که شیفته سرگذشت خودم شده باشم، بلکه از این بابت که می دانستم و مطمئن شده بودم که خیلی از جوان های دیگر در حال گذراندن روزهایی هستند که من به تازگی از آن ها عبور کرده بودم.

همان لحظه شروع به ضبط صدای خودم کردم و همه چیزهایی که در این چند سال به کمکم آمده بود را تعریف کردم. در روزهای آینده مطالب را مکتوب کردم، دسته بندی کردم و دوباره ضبط کردم و حاصلش شد بهتر از دیروز.

اغلب افراد حداقل یکبار در زندگی برای خود اهدافی را تعیین کرده اند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرده اند ولی بعد از مدتی دوباره به روال عادی زندگی خود بازگشته اند.

با اجرای تکنیک های این دوره آموزشی هر روز متوجه می شوید که چه میزان به هدفتان نزدیک تر شده اید و از برنامه ریزی و اجرای آن لذت می برید چرا که مانند بازی است و ذهن شما آن را دوست خواهد داشت.

اغلب ما برنامه ریزی را در دوران کنکورمان تجربه کرده ایم. زمانی که بر روی یک کاغذ می نوشتیم که صبح از ساعت 8 تا 10 ریاضی و از ساعت 10 تا 12 شیمی و …

ولی خیلی زود از این برنامه خسته می شدیم و به زندگی عادی خود بر می گشتیم.

ذهن ما در برابر کارهای سخت و انجام خیلی از کارها مقاومت انجام می دهد.

ما باید ذهنمان را سرگرم کنیم.

ابتدا با موانع ذهنی که ما را از اهدافمان دور می کنند آشنا می شویم بعد اهدافمان را شناسایی و آن ها را از چند فیلتر می گذرانیم و در آخر با روشی بی نظیر و ابداعی برنامه ای برای رسیدن به آن ها طراحی می کنیم.

اغلب ما اگر می دانستیم که در پایان روز چقدر به اهدافمان نزدیک تر شده ایم، امکان نداشت خسته و نا امید شویم. در بهتر از دیروز یاد می گیرید که چطور بدانید امروز چند درصد به هدفتان نزدیک شده اید.

برخی از مزایای این دوره صوتی

به محض این که مراحل خرید را تکمیل کنید این دوره صوتی را به صورت دانلودی دریافت می کنید و نیازی نیست منتظر بمانید تا به دستتان برسد. از همین لحظه می توانید وارد دنیای بهتر از دیروز شوید.

آیا مطالب این دوره کاربردی است؟

مطالب این دوره کاملا بر پایه تجربه های واقعی می باشد. یکی از بزرگ ترین چالش های زندگی ام را با روش برنامه ریزی که در بازه ای از زندگی ام برای خودم ابداع کردم، گذراندم. در مسیر زندگی با چالش های بسیار زیادی مواجه شدم و برای یادگیری هر کدام از نکات این دوره در زندگی ام بهای سنگینی پرداخت کرده ام. مطالب این دوره واقعی می باشند.

دوره صوتی بهتر از دیروز چطور هر روز بیشتر از دیروز به اهدافمان نزدیک شویم مبلغ سرمایه گذاری بر روی خودمان و اهدافمان: 49000 تومانفرمت دوره: 15 جلسه صوتیمدرس: علیرضا فرجامیمخاطبان این دوره: تمام افرادی که می خواهند هر روز به اهدافشان نزدیک تر شوند برخی از مطالب عنوان شده در دوره صوتی بهتر از دیروز: بهشت را به بها دهند نه به بهانه!

برای به دست آوردن هر چیزی هم باید بهای آن پرداخت شود. قانون کاشت و برداشت در تمامی لحظات زندگی امان حاکم است. با این قانون بیشتر آشنا خواهیم شد.

انتخاب

ما در تمام لحظات زندگی امان در حال انتخاب کردن هستیم. حتی مواقعی هم که حواسمان نیست، باز هم انتخاب می کنیم. و نتیجه تمام این انتخاب ها برایمان اتفاقات خوب و بد زندگی را رقم می زند.

مسیر

چه مسیری می تواند، ما را به نتایجی که دلمان می خواهد برساند؟

چطور مسیری را انتخاب کنیم که با اهدافمان سازگار است؟

عادات

این مهم نیست که ما برای رسیدن به اهدافمان چه تصمیماتی می گیریم و چه کارهایی را برای مدت محدود انجام می دهیم. چیزی که خیلی مهم تر از کارهای یهویی است، عادات ماست. پس باید نسبت به عاداتمان هوشیار باشیم.

و ده ها مورد مهم و کاربردی دیگر از قبیل

هدف

بهانه ها

شکست

ترس

چرایی

برنامه ریزی ابداعی خودم

این دوره صوتی می باشد و در هر شرایطی می توانید آن را گوش دهید ولی ما در معارفه هم از شما خواسته ایم که به خودتان و آینده اتان متعهد باشید و نیم ساعت از هر روزتان را به این دوره و تمرین هایش اختصاص دهید.

این دوره تضمینی می باشد یعنی اگر به هر دلیلی از مطالب آن راضی نباشید می توانید با پیام به شماره زیر در واتس اپ کل مبلغ پرداختی را پس بگیرید.

09394447642

مبلغی که بابت این دوره آموزشی سرمایه گذاری می کنید، نسبت به کوچکترین هزینه های زندگی روزانه هم کمتر است و تنها دلیلی که این مبلغ برای این مطالب در نظر گرفته شده است این است که روزهایی را به یاد دارم که تشنه یادگیری بودم ولی از عهده هزینه های آموزش بر نمی آمدم. دوست نداشتم کسی باشد که این مطالب برایش مفید باشد ولی به دلیل مبلغش از شنیدن آن ها صرف نظر کند. به علاوه به هر دلیلی اگر از مطالب این دوره رضایت نداشته باشید. مبلغ پرداختی اتان به شما بازگردانده می شود.

داستان من

بخش اول

من 25 سال دارم و زندگی از هر چیزی که می توانستم به آن فکر کنم بهتر است. دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی هستم. بهترین نمره ها در تمام دروس را می گیرم. استادانم در هفته اول کلاس ها و هنگام معرفی دانشجویان از این که رشته کارشناسی ام زبان نبوده زیاد راضی به نظر نمی رسیدند ولی الان همگی به شدت دوستم دارند و حتی بعضی از آن ها جزوه هایی که من سر کلاس می نویسم و بعد در خانه تکمیل می کنم را به شدت به دانشجویان دیگر توصیه می کنند. با این که هنوز ترم اول هم تمام نشده تمام استادانم دوست دارند بدانند که من برای پایان نامه چه موضوعی را انتخاب می کنم، با چه استادی به عنوان راهنما کار خواهم کرد و همچنین برای دکتری برنامه ام چیست. در محل کارم هم مدیر آموزش هستم و با پیگیری هایی که در اجرای نظرات مدیر داشته ام توانسته ایم تعداد زبان آموزان را ظرف مدت شش ماه دوبرابر کنیم. اتفاقی که در آموزشگاه ما افتاده است به حدی قابل توجه بوده که برخی از آموزشگاه های دیگر از ما درخواست کرده اند که سیستم آموزشی امان را در اختیارشان بگذاریم. زمزمه هایی هم از طرف مدیر وجود دارد که به زودی می توانم عضو هیئت مدیره آموزشی سازمان مرکزی باشم. دوستان خوبی دارم و اعتبارم در دانشگاه، محل کار، خانواده و فامیل به شدت بالاست.

بخش دوم

یک سالی بود که درگیر بدهی بودم و مرتبا از شخصی قرض می کردم و به شخص دیگر پرداخت می کردم و این بین کمی از پول قرض گرفته شده را هم بابت امورات روزانه نگه می داشتم. هر روزی که می گذشت بدهی ام بیشتر می شد و اعتبارم کمتر و مرتبا کار سخت تر می شد. بخشی از بدهی هم که بهره ای بود و مصیبتی بود غیر قابل بیان. دانشگاه را کلا فراموش کرده بودم و از آن موقعیت شغلی هم دیگر خبری نبود.

کاری نداشتم و درآمدی نداشتم و هر کاری را هم شروع می کردم به نتیجه نمی رسید. تمام اعتماد به نفسم را از دست داده بودم. هر روز گوشه گیر تر و عصبی تر می شدم. رفت و آمدم با خانواده ام را به حداقل رسانده بودم چرا که برای آن ها همه چیز را عالی جلوه می دادم و اگر زیاد پیششان می بودم متوجه مشکلات می شدند.

در بین تمام این مشکلات تنها دلخوشی ام دختری بود تمام این یکسال مردانه در کنارم ایستاده بود و خم به ابرو نیاورده بود. هر موقع که هیچ چیز نمی توانست از جا بلندم کند، با چند دقیقه صحبت چنان حجمی از انرژی به سمتم روانه می کرد که فکر می کردم می توانم کوه ها را هم جابه جا کنم.

در کنار هم خیلی تلاش کردیم تا در نهایت توانستیم از شر پول بهره ای راحت شویم. البته بازهم با کلاه به کلاه. داشتیم تلاش می کردیم یک کسب وکار برای خودمان داشته باشیم. یواش یواش کمی اوضاع بهتر می شد.

بخش سوم

من کسب و کاری که راه انداخته بودیم، خانه ای که اجاره کرده بودم، دختری که الان بسیار بیش از قبل دوستش داشتم را از دست داده بودم. در شهری غریب در بین افراد غریبه در حال جمع کردن لباس هایم از زیر خرابه های جایی بودم که قرار بود پناهگاه من باشد.

هیچ چیز آرامم نمی کند. متوجه نمی شوم که چرا این اتفاقات می افتد. هیچ چیز برایم باقی نمانده است.

بخش چهارم

سه سالی از زمانی که همه چیزم را از دست داده بودم گذشته است. اوضاع بسیار بهتر است. وضعیت مالی ام شگفت انگیز نیست ولی الان چیزهایی را در اختیار دارم که سه سال پیش کوچکترین آن ها هم برایم هدفی بزرگ بود.

دوباره من هستم و خانواده و دوستان و اعتبار و فرصت های کسب و کاری که از بینشان حق انتخاب داشتم.

این نوشته ها بخشی از دوره صوتی بهتر از دیروز نبود ولی به دلیل این که بعضی از شرکت کنندگان این دوره دوست داشتند اطلاعات بیشتری داشته باشند، این مطالب رو هم بعدا به این دوره اضافه کردم.

یکبار دیگر هم در این جا به این نکته اشاره می کنم که تنها دلیلی که این جسارت را به خرج داده ام که راجع به سرگذشتم با دیگران صحبت کنم این است که شاید باشند افرادی که دقیقا در حال گذراندن روزهای سختی باشند که من گذراندم و شنیدن صحبت های من بتواند باعث شود، باقی مسیر را کمی راحت تر طی کنند.

در بخش اول دوست دارم راجع به مهلک ترین اشتباهاتی که مرتکب شدم صحبت کنم:

این امر باعث شد که در شروع هر مسیر درآمدزایی به اندازه ای عجله داشته باشم که نتوانم تصمیمات درست بگیرم و صبر کافی داشته باشم تا به نتیجه دلخواه برسم.

پس پیشنهاد می کنم که اگر دوست دارید کسب و کار جدیدی را شروع کنید، سریعا شغل اول خود را رها نکنید.

داشتن یک آب باریکه می تواند باعث شود که از کسب و کار جدیدتان انتظارات غیر معقول نداشته باشید.

بعدها متوجه شدم که با کلاه بردارترین انسان ها می توان شراکتهایی رو انجام داد که هیچ مشکلی در آن پیش نیاید و با ساده ترین افراد هم می توان شراکتهایی کرد پر از حاشیه و دلخوری.

به هیچ وجه نباید در مورد قراردادهای مشخص و بدون و ابهام و سفت و سخت کوتاه بیایید و اهمیتش را نادیده بگیرید.

اشتباه بزرگ بعدی این بود که در زمان بدهکاری به جای ارتباط بیشتر با طلبکاران و مذاکره برای وقت بیشتر، جواب تلفنشان را نمی دادم و به هر قیمتی حتی پول بهره ای می خواستم حرفم دوتا نشود.

در بخش دوم می خواهم راجع به مواردی که به من کمک کرد تا این روزها را پشت سر بگذارم صحبت کنم:

حتی زمانی که به شهر دیگری رفته بودم به آن ها اطلاع دادم و آدرس جدیدم را به آن ها گفتم.

برای مثال ممکن است شخصی ده میلیون طلبکار باشد ولی اگر ماهی پانصد تومان هم به او پرداخت شود، آرام است و از لحاظ روانی برایتان دغدغه ایجاد نکند ولی شخص دیگری کلا دویست تومان طلبکار است و برای همین مبلغ هر روز با تماس و پیامک حالتان را بد کند.

شروع به ایجاد درآمد از هر روشی که سالم بود و به ذهنم می رسید.

نکته مهم این است که در شرایط بدهکاری به دنبال استارت آپ بودن و کسب و کار جدید راه انداختن خیلی جوابگو نیست چون این موارد نیاز به زمان دارند. بلکه باید سریعا سر یک کاری بروید و شروع به درآمدزایی برای خودتان کنید.

البته خیلی طول کشید تا این مورد را متوجه شدم.

در نهایت وارد کاری شدم که در حالت عادی به هیچ وجه امکان نداشت آن را انجام دهم و آن هم پخش گوشت و مرغ به رستوران ها بود. هرچند در ابتدای مسیر شکست بدی خوردم که آن هم به خاطر کم تجربگی بود ولی در ادامه یک درآمد روزانه ایجاد شد که هر روز 90 درصد درآمدم را بابت بدهی ها پرداخت می کردم و با 10 درصد باقی مانده زندگی ام را می گذراندم تا این که کمی شرایط آرام تر شد و بعد هم مدتی به عنوان مشاور املاک مشغول به کار شدم که این مورد هم توانست برایم درآمدی داشته باشد که البته به صورت روزانه نبود ولی دو سه روزی یکبار پولی دستم می آمد.

البته در این بین کارهای بسیار زیادی انجام دادم ولی از هیچ کدام درآمد خاصی حاصل نشد و فقط به تجربیاتم اضافه گردید.

درآخر امیدوارم که هیچکدام از شما عزیزان دچار چنین روزهای وحشتناکی نشوید ولی به هر حال بدانید و مطمئن باشید که از عمیق ترین دره ها هم می توان دوباره قدم به قدم به سوی قله ها حرکت کرد.